قیمت خدمت را فقط از روی رقیب نگیر؛ کف هزینه و ظرفیت خودت را حساب کن
قیمت بازار را کپی میکنی بدون اینکه بدانی با تعداد پروژه قابل انجام، هزینهها و زمان غیرقابلصورتحساب سازگار است یا نه.
زمان تحویل، زمان فروش و پشتیبانی، هزینه ابزار و ظرفیت ماهانه را ببین تا قیمتی ندهی که با پرشدن تقویم زیان بسازد.
چطور دقیقتر به موضوع نگاه کنیم؟
- زمان واقعی پروژههای مشابه را شامل جلسه، اصلاح و تحویل ثبت کن.
- هزینه مستقیم ابزار، پیمانکار و عملیات مرتبط را اضافه کن.
- ظرفیت ماهانه قابل فروش را واقعبینانه حساب کن؛ همه ساعتهای ماه قابلصورتحساب نیستند.
- کف اقتصادی را از قیمتگذاری مبتنی بر ارزش جدا کن و بازار را برای پذیرش پیشنهاد آزمایش کن.
چرا این موضوع مهم است؟
ساعت تحویل فقط بخشی از هزینه خدمت است؛ مذاکره، اصلاح، حسابداری، ابزار و زمان بدون پروژه هم وجود دارد.
سؤالهایی که معمولاً بعدش پیش میآید
ساعتی بهتر است یا پروژهای؟
به میزان ابهام، کنترل Scope و نوع ارزش بستگی دارد؛ هر دو مزایا و ریسک دارند.
اگر رقیب ارزانتر است چه؟
Scope، کیفیت، سرعت، ریسک و مشتری هدف ممکن است متفاوت باشند؛ فقط عدد خام را مقایسه نکن.
